معلم با خط كش چوبی اش زدپشت دستم

معلم با خط كش چوبی اش زدپشت دستم
وگفت جمله هايت زيباست
گفتم اجازه آقا
پس چرا ميزنيد؟
نگاهم كرد
پوزخند تلخی زدوگفت:
ميزنم تا همیشه يادت بماند
خوب نوشتن و زيبا فكر كردن دراین دنیا تاوان دارد..


#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

تكليف ما كاملاً روشنه، ما همه بلاتكليفيم.#ساموئل_بكت

انتخاب با توست، می‌توانی بگویی:"صبح به خیر خدا جان"یا بگویی:...

خیابانشعر بلندی‌ست...وقتی من با قدم‌های تو قدم می‌زنم! #مهدی...

زن هر چقدر هم كه بزرگ شود ؛همسر شود ؛مادر شود ؛مادربزرگ شود ...

انشایم که تمام شد...معلم با خط كش چوبی اش زد پشت دستموگفت جم...

پارت ۱۷ روز بعد...از وقتی سوآ وارد مدرسه شده بود، آریانا دیگ...

نوری در میان تاریکیپارت ۵ویو نارا چیییییی؟! اون قشنگ عصبی بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط