می گذارم دفترم رانزد یاران   یادگار

می گذارم دفترم رانزد یاران   یادگار
   ** نداد باکدامین طبع باشد سازگار

  گرخوش آید طبع دوستی طاقچه بالا مینهد
 گر نباشد  باب میلش   برگهایش  می درد

 حال در سوز وگدازست  دل شیدای من
 بعد من دست که افتد دفترم  خدای من

  روز وشب افکارمن درگیراین ناباوریست
   بعدمن این خاطره دست کدامین داوریست
   شعر ازشیدا,,,
دیدگاه ها (۳)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿به کویت با دل شاد آمدمبا چشمِ تر رفتم...

انسان تمام خوبیها رابایک بدی فراموش می کند؛وخدا تمام بدیها ر...

شمعی که روشنی نداشت خاموش کنیاری که محبت نداشت فراموش کن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط