ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐩𝐚𝐫𝐭𝟑
_لیزا دستشو بالا میاره بزنه در گوش ا.ت که دستش توسط کسی اسیر میشه بر میگرده و با پدر اخمالوش رو به رو میشه
(علامت آقای جانگ□)
□چیکار داری میکنی ؟؟؟
~وا بابا این دختره خیلی پرو عه میخوام ادبش کنم
□رتبه خانوادش بالا تره
~وا بابا مگه چندمه ما رتبه ۷ ایم اینم حتما ۶ یا ۵ عه
+(خنده)فک کنم اشتباه گرفتی من دختر خانواده پارکم رتبه دوم
~چ..ی؟عا نه خب باشی چیزی نیست که (ترسیده)
+اوممم(با خنده)
&کایلا؟(دوستان نمیتونن از نیماشون استفاده کنن پس نیک نیم دارن)
+بله پدر(خیلی جدی)
&چیشده؟(کمی عصبی)
+چیزی نیست پدر حل شد
&فقط بلدی دردسر درست کنی بهت گفتم یه گوشه بشین
در حالی که همه انتظار داشتن ا.ت مثل لیزا داد و بیداد کنه و با باباش دعوا کنه ا.ت آروم گف
+ ببخشید میرم میشینم
پدر ا.ت سمت میز اصلی میره و میشینع
ا.ت نمیدونه کجا باید بشینه ولی میدونه جاش توی همون صندلی کنار در نیست به خاطر همین از سوهو میپرسه
+ببخشید؟؟؟
٪جوننن؟
+اممم...
+فک کنم با آدم درستی بر نخوردم. وای نکنه از خانواده جانگ ها باشه ایششش(باخودش)
٪الوو جوجو کجایی؟ چی میخواستی بگی هوممم؟(هول سگ)
+ها اها هیچی
٪نه بگوو نکنه میخوای به.ت حا.ل بدم هاا؟؟(کشیده کشیده)
+چی داری میگی گمشو بابا مس.تی نه؟؟؟
ا.ت راه میوفته بره که سوهو دست ا.ت رو میگیره
&نه بیا جوجو کجا داری فرار میکنی خوشگله(کشیده کشیده)
ا.ت رو میکشه تا ببرتش
+ولممم کننن
&جونن نازم میکن.....
حرفش با مش.تی که تو دهنش خورده میشه نصفه میمونه و پرت میشه رو زمین
+هینننن
-مردک عوض.ی صد بار گفتم خودتو از رو دخت.رای مردم جمع کن
+واو رابرته فک نمیکردم انقدر خوشتیپ و خوش قیافه باشه(باخودش/زل زده به جونگ کوک)
ویو جونگ کوک
هوفف لیزا صد بار بهش گفتم شر درست نکنه ولی عاشق دعوا کرده دختره پارک نیک نیمش کایلا بود؟چقدر قشنگ بدن.ش بی نقص بود حیف بیشتر صورتش زیرماسک بود
اومم امشب باید اون ماسکو بردارم
^هی جونگ کوک
-چته
^سوهو فک کنم داره کایلا رو اذیت میکنه
-کو کجا؟(کمی عصبی)
کایلا رو دیدم که داشت سعی میکرد فرار کنه دیگه نمیتونستم بزارم سوهو همه ی دخترا رو اذیت کنه جلو رفتم و با تمام زورم توی صورتش کوبی.دم پرت شد و رو زمین افتاد
برگشتمو با دو جفت چشم آبی رو به رو شدم یا بهتره بگم یخی حالا میتونستم بفهمم بیشتر زیبایی این دختر رو ببینم چشمان یخی پوستی روشن و موهای مشکی که با همش در تضاد بود ولی اون ماسک لعنتی نمیزاشت چهرشو کامل ببینم ازش پرسیدم
-خوبی؟
ولی اون همینجوری و بدون حرف بهم زل زده بود بخیالش شدم و سمت سوهو برگشتم
-مردک عوض.ی صد باز گفتم خودتو از رو دخت.رای مردم جمع کن
٪با من چیکار داری(بالحن مست)
-هوفف همیشه خانواده جانگ باید به اینجور چیزا معروف باشن آبرو کل مافیا ها رو میبرید
سوهو بلند میشه
٪چی میگی مرتیکه مگه خانواده ما چشه(عصبی و مست)
-(قهقه میزنه )خیلی خنده دار بود
٪مرتیکه عوضیییییی
به سمت جونگ کوک رویش میبره که جونگ کوک با ی لگد دو باره پرتش میکنه روی زمین
دست به جیب قدم قدم نزدیکش میشه
-کاری نکن خانواده جانگو همین الان تموم کنم
یکهو آقای جانگ از راه میرسه و جلوی جونگ کوک زانو میزنه
□خواهش میکنم اینکار رو نکنید
-اومممم
□التماستون میکنم
-باشه
□من خودم هر دوتا بچم رو ادب میکنم
-فکر خوبه حالا هم بچه هاتو وردار از اینجا برو
□چشم
بابای ا.ت جلو میاد
&کایلا باورم نمیشه همین الان گفتم برو یه گوشه بشین
+ببخشید پدر من واقعا نمیخواس...
&ساکتت دختره خیره سر ابرو منو بردی
+....
&همین الان از اینجا میریم میدونم چجوری ادبت کنم
+ا..ا..ا پدر ..
-آقای پارک اتفاق خاصی نیفتاد همش از بی لیقاتی خانواده جانگ عه ربطی به شما نداره لطفا بمونید و از مهمونی لذت ببرید
&هوفف باشه رابرت ولی تنب.یه تو سر جاشه
+بله پدر
بابای ا.ت میره
+هوفف بدبخت شدم
-چرا؟
+ها... اها چیزه هیچی اممم راستی تو میدونی من کجا باید بشینم؟
-تو از اونجایی که فرزند ارشد و دومین رتبه ای سر میز ما
+اوو باشه
جونگ کوک ا.ت رو به سمت میز راهنمایی میکنه...
ادامه دارد....
𝐩𝐚𝐫𝐭𝟑
_لیزا دستشو بالا میاره بزنه در گوش ا.ت که دستش توسط کسی اسیر میشه بر میگرده و با پدر اخمالوش رو به رو میشه
(علامت آقای جانگ□)
□چیکار داری میکنی ؟؟؟
~وا بابا این دختره خیلی پرو عه میخوام ادبش کنم
□رتبه خانوادش بالا تره
~وا بابا مگه چندمه ما رتبه ۷ ایم اینم حتما ۶ یا ۵ عه
+(خنده)فک کنم اشتباه گرفتی من دختر خانواده پارکم رتبه دوم
~چ..ی؟عا نه خب باشی چیزی نیست که (ترسیده)
+اوممم(با خنده)
&کایلا؟(دوستان نمیتونن از نیماشون استفاده کنن پس نیک نیم دارن)
+بله پدر(خیلی جدی)
&چیشده؟(کمی عصبی)
+چیزی نیست پدر حل شد
&فقط بلدی دردسر درست کنی بهت گفتم یه گوشه بشین
در حالی که همه انتظار داشتن ا.ت مثل لیزا داد و بیداد کنه و با باباش دعوا کنه ا.ت آروم گف
+ ببخشید میرم میشینم
پدر ا.ت سمت میز اصلی میره و میشینع
ا.ت نمیدونه کجا باید بشینه ولی میدونه جاش توی همون صندلی کنار در نیست به خاطر همین از سوهو میپرسه
+ببخشید؟؟؟
٪جوننن؟
+اممم...
+فک کنم با آدم درستی بر نخوردم. وای نکنه از خانواده جانگ ها باشه ایششش(باخودش)
٪الوو جوجو کجایی؟ چی میخواستی بگی هوممم؟(هول سگ)
+ها اها هیچی
٪نه بگوو نکنه میخوای به.ت حا.ل بدم هاا؟؟(کشیده کشیده)
+چی داری میگی گمشو بابا مس.تی نه؟؟؟
ا.ت راه میوفته بره که سوهو دست ا.ت رو میگیره
&نه بیا جوجو کجا داری فرار میکنی خوشگله(کشیده کشیده)
ا.ت رو میکشه تا ببرتش
+ولممم کننن
&جونن نازم میکن.....
حرفش با مش.تی که تو دهنش خورده میشه نصفه میمونه و پرت میشه رو زمین
+هینننن
-مردک عوض.ی صد بار گفتم خودتو از رو دخت.رای مردم جمع کن
+واو رابرته فک نمیکردم انقدر خوشتیپ و خوش قیافه باشه(باخودش/زل زده به جونگ کوک)
ویو جونگ کوک
هوفف لیزا صد بار بهش گفتم شر درست نکنه ولی عاشق دعوا کرده دختره پارک نیک نیمش کایلا بود؟چقدر قشنگ بدن.ش بی نقص بود حیف بیشتر صورتش زیرماسک بود
اومم امشب باید اون ماسکو بردارم
^هی جونگ کوک
-چته
^سوهو فک کنم داره کایلا رو اذیت میکنه
-کو کجا؟(کمی عصبی)
کایلا رو دیدم که داشت سعی میکرد فرار کنه دیگه نمیتونستم بزارم سوهو همه ی دخترا رو اذیت کنه جلو رفتم و با تمام زورم توی صورتش کوبی.دم پرت شد و رو زمین افتاد
برگشتمو با دو جفت چشم آبی رو به رو شدم یا بهتره بگم یخی حالا میتونستم بفهمم بیشتر زیبایی این دختر رو ببینم چشمان یخی پوستی روشن و موهای مشکی که با همش در تضاد بود ولی اون ماسک لعنتی نمیزاشت چهرشو کامل ببینم ازش پرسیدم
-خوبی؟
ولی اون همینجوری و بدون حرف بهم زل زده بود بخیالش شدم و سمت سوهو برگشتم
-مردک عوض.ی صد باز گفتم خودتو از رو دخت.رای مردم جمع کن
٪با من چیکار داری(بالحن مست)
-هوفف همیشه خانواده جانگ باید به اینجور چیزا معروف باشن آبرو کل مافیا ها رو میبرید
سوهو بلند میشه
٪چی میگی مرتیکه مگه خانواده ما چشه(عصبی و مست)
-(قهقه میزنه )خیلی خنده دار بود
٪مرتیکه عوضیییییی
به سمت جونگ کوک رویش میبره که جونگ کوک با ی لگد دو باره پرتش میکنه روی زمین
دست به جیب قدم قدم نزدیکش میشه
-کاری نکن خانواده جانگو همین الان تموم کنم
یکهو آقای جانگ از راه میرسه و جلوی جونگ کوک زانو میزنه
□خواهش میکنم اینکار رو نکنید
-اومممم
□التماستون میکنم
-باشه
□من خودم هر دوتا بچم رو ادب میکنم
-فکر خوبه حالا هم بچه هاتو وردار از اینجا برو
□چشم
بابای ا.ت جلو میاد
&کایلا باورم نمیشه همین الان گفتم برو یه گوشه بشین
+ببخشید پدر من واقعا نمیخواس...
&ساکتت دختره خیره سر ابرو منو بردی
+....
&همین الان از اینجا میریم میدونم چجوری ادبت کنم
+ا..ا..ا پدر ..
-آقای پارک اتفاق خاصی نیفتاد همش از بی لیقاتی خانواده جانگ عه ربطی به شما نداره لطفا بمونید و از مهمونی لذت ببرید
&هوفف باشه رابرت ولی تنب.یه تو سر جاشه
+بله پدر
بابای ا.ت میره
+هوفف بدبخت شدم
-چرا؟
+ها... اها چیزه هیچی اممم راستی تو میدونی من کجا باید بشینم؟
-تو از اونجایی که فرزند ارشد و دومین رتبه ای سر میز ما
+اوو باشه
جونگ کوک ا.ت رو به سمت میز راهنمایی میکنه...
ادامه دارد....
- ۱۶.۲k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط