شادمان از آن هستیم که خود را از بند دین رها ساخته‌ایم،

شادمان از آن هستیم که خود را از بند دین رها ساخته‌ایم،
اما آیا نوعی اخلاق طبیعی به حد کافی نیرومند به وجود آورده‌ایم که توانا باشد غرایز چپاول، پرخاشگری، و شهوت‌رانی ما را مهار کرده، از سقوط تمدن به ورطه آز، بی‌عفتی و جنایت جلوگیری کند؟
آیا واقعا دیگر اهل تعصب نیستیم، یا تنها تعصب مذهبی را به خصومت‌های ملی، نژادی و آرمانی تبدیل کرده‌ایم؟
آیا منش و رفتارمان از گذشته بهتر شده است یا بدتر؟


ویل دورانت
درس‌های تاریخ، فصل “آیا پیشرفت، واقعی است؟”
دیدگاه ها (۹)

زنانگی ،مادر بودن و زایش اساس زندگی را تشکیل می دهددر جوامع ...

‏ژرفترین گناه در قبال ذهن بشر این استکه چیز ها را بدون "مدرک...

-انسان‌ها از دنبال کردن مهم‌ترین رویاهایشان می‌ترسندچون احسا...

دنیا انعکاسی از سطح تفکرات خودته!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط