رمان معشوقه خیانتکار

رمان: معشوقه خیانتکار.
پارت:2
ویو تهیونگ:
از رفتار جونگ کوک فهمیدم که تو مصاحبه یه بلایی سرش اومده. وقتی نامجون صدامون کرد مجبور شدیم حرف زدنو تموم کنیم و بریم پایین تا شام بخوريم.
نامجون:چیکار میکردین؟
جونگ کوک با دست به سینه ی نامجون کوبید که از جلوی در بره کنار. ولی خیلی محکم.
نامجون:هی چته بچه؟
ته:ولش کن نامی،معلوم نی تو مصاحبه چه بلایی سرش اومده.
رفتیم پایین.جونگ کوک کنار جیمین نشست. منم رفتم کنارش بشینم تا ببینم میتونم حرف از زیر زبونش بکشم. سر غدا با دست زدم به پهلوش گفتم:
ته:هعی،دیوونه چت شده؟
کوک:ولم کن ته.
ته: روانی جواب منو بده.
جونگ کوک پا شد. عصبانی بود، چون رگ گردنش بیرون زده بود. عربده زد و گفت:
کوک:یعنی تو نمیدونی چرا عصبیم؟
ته:نه من چرا باید بدونم. رفتی مصاحبه اومدی وحشی شدی؟
کوک: آره من وحشیم. تو هم که کلا منو قبول نداری. میدونی تو مصاحبه چی میپرسیدن؟
جیمین بلند شد تا جونگ کوک رو آروم کنه،ولی کوک خیلی عصبی بود و با ضربه دستش به جیمین، جیمین افتاد زمین.شوگا عصبانی پا شد و جیمینو گرفت:
شوگا:حالت خوبه جیمین؟چته وحشی؟
جیمین:ول کن شوگا. عصبیه.
نامجون پا شد و گفت:
نامجون: آروم باش کوک. بگو چی شده.
کوک: چرا از من میپرسین، از تهیونگ بپرسین.
ته:هی تو هم هی گیر دادی به من، مگه من چه گوهی خوردم؟
کوک:الکی ادا در نیار.
جین غذا رو قورت داد و گفت:
جین: داداش آروم بگو چی شده. تو مصاحبه چی گفتن، یا اصلا چرا اینقد اصبانی هستی؟
کوک: دو هفته رفته بودم آمریکا، تو چرا با آیو موزیک ویدئو گرفتی؟
پوخند زدم.و گفتم:
ته:الان از این داری میسوزی؟
جین:خفه شو تهیونگ.
ته: نه من میخوام بدونم داری از این میسوزی؟
جونگ کوک عصبی تر شد. هجوم آورد روم و یقه لباسمو با دستاش گرفت.....

ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۷)

رمان:معشوقه خیانتکار. پارت:...

رمان: معشوقه خیانتکار. پا...

رمان: معشوقه خیانتکار‌. پار...

میخوام رمان بنویسم.رمان راجع "به بی تی اس "ئه.مشخصات رمان:رم...

فکت😍تهیونگ جونگ کوک نامجون یونگی جیهوپ شوگا جین جیمین

دلیل حال خوب

نسل زد 😂تهیونگ جیمین شوگا یونگی جونگ کوک نامجون جین جیهوپ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط