کاشکی عاشق شدن در شهر تاوانی نداشت

کاشکی عاشق شدن در شهر تاوانی نداشت
یا که تاوانی اگر هم داشت رسوایی نبود

جز نگاه گرم و گیرایت که مستم میکند
در جهان هرگز شراب ناب و گیرایی نبود

کاشکی هرگز ..مرا هرگز نمی کردی نگاه
یا که چشمان تو آبی رنگ و دریایی نبود
دیدگاه ها (۸)

هر روز شرح دلم یڪ غزل کوتاه استڪه ردیفش همه،«دلتنگ توأم» می ...

تلفن ها جبران دلتنگی ام نمیشوندباید ببینمت🌸🍃 #میلاد_میرزایی

گاه می پرسند از من عاشقش هستی هنوزبی تفاوت بودنم را گریه می ...

‏عشق بیشتر از اینکه مربوط به چیزای رمانتیک باشه راجع به احتر...

پلنگ سنگی دروازه‌های بستۀ شهرممگو آزاد خواهی شد که من زندانی...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط