در جوانی بی حسین احساس پیری میکنم

در جوانی بی حسین احساس پیری میکنم
بگذر از پیری که احساس حقیری میکنم

دولتِ عشقش بنازم با لباس نوکری
در سفارتخانه ی دلها سفیری میکنم

من فقیر اهلبیتم لیک کَشکولم پُر است
فخر بر تاج ِ شهان با این فقیری میکنم

گفت زاهد: از چه رو بر سینه محکم میزنی؟
گفتم از آئینه ی دل گَردگیری میکنم

من اسیر رشته ی زلف حسینم ، مدعی
ناز بر آزادگان با این اسیری میکنم

گر امیرالعاشقین این عشق را امضاء کند
میروم عرش و ملائک را امیری میکنم

در حرم ناخوانده رفتم حضرت معشوق گفت
خود بیا، بی خود بیا مهمان پذیری میکنم
اربعین سالارشهیدان برهمه رهروان حق وحقیقت تسلیت باد
دیدگاه ها (۳)

راز زندگی آرام این است :امروز در کنار خدا گام بردار و فردا ر...

درد و دل که می کنی ....ضعف هایت ...دردهایت...را می گذاری توی...

ﻧﻔﺲ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ ﻧﻔﺲ ﭘﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻋﻠﻢ ﺑﺰﻧﻢﻧﻔﺲ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺣﺴﯿﻦ ﺩﻡ ﺑﺰﻧ...

آنانکه حسین را خدا پندارند... کفرش به کنار ، عجب خدایی دارند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط