p

p2

تهیونگ:اههه سانا خستم بفهم اینو بفهم میدونی چیه ازت خسته شدم بیا از هم جداشیم(داد)

سانا:دوسم نداری(شک)

تهیونگ:نه ندارم نمیخوامتتتت(داد)

سانا:خب از اول می گفتی می فهمیدم که ازت نباید انتظار داشته باشم(بغض)

تهیونگ:پوفففف(سوئیچ ماشین رو برداشت رفت بیرون)

ویو سانا:رفتم رو تخت دراز کشیدم و به سقف زل زدم دلم تیر کشید فک کردم به خاطر اینکه عصبی و ناراحت بودم ولی شدید تر شد دردش فرق داشت رفتم سرویس دیدم پریودم کار های لازم رو انجام دادم
حالم داشت بدتر میشد
رو تخت دراز کشیدم حتی نتونستم پنجره ها رو ببندم و دمای بخاری رو زیاد کنم
به خودم پیچیدم

ویو تهیونگ:حق با اون بود یه مدتی بود که بهش توجه نکردم
رفته بودم پیش خوابگاه پیش اعضا

نامجون:چطور دلت اومد سرش داد بکشی؟؟؟

جین:مثل اینکه یادت رفته کی تو روز های سخت پیشت بوده

جیهوپ:زیاده روی نکردی؟؟؟

جیمین:داد زدی عصبی بودی ولی اینکه بگی جدا شین زیادیه

جونگکوک:قدرت کلمات رو دست کم نگیر

تهیونگ:میدونم اشتباه کردم

جین:میخوای همینجوری محو زیبایی من شی پاشو برو خونه تا بدتر نشده

ویو تهیونگ:تو راه بودم.....

۳ لایک و کامنت

چطوره فیک؟؟؟
دیدگاه ها (۵)

HIDDEN LOVEpart17 بورام:مگه بچه اممممجونگکوک:بچه نبودی پشت س...

p4 تهیونگ:صبر کن الان میام(رفت تنقلاتی که خریده بود رو پشتش ...

سناریو

سناریو جونگکوک

**پارت ۱۲**ویو ا/ت بعده اینکه کوک رفت رفتم روی تخت تا یکم در...

p𝑎𝑟𝑡19اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:با کمک اجوما بلند شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط