پارت
پارت ۲
آلبرت دفترچه اش رو بست و آخرین اشک هاش رو ریخت و به سمت اتاق کارش رفت . الکساندر برادر کوچیک تر آلبرت بود یا شاید بهتر بگم دلسوز تر از هرکسی . الکساندر به سمت آلبرت رفت ، درون دستش کمی غذا بود . الکساندر در اتاق رو باز کرد و بلافاصله چاقوی قسم خورده را در دست البرت دید ، نگو که میخوای این کار رو کنی البرت ، البرت پوزخندی زد و دستش رو دور کمر الکساندر حلقه کرد و به خودش نزدیک تر کرد . کدوم کار رو نکنم بوسیدن تو یا کشتن هر کس و نا کسی که باعث شد لیلیت رو ازم بگیرن ؟
الکساندر با شُک به البرت خیره موند و بعد از کمی خودش رو از البرت دور شد چی داری میگی؟ البرت پوزخندی زد و گفت الکساندر تو بعد از مرگ لیلی تونستی آرومم کنی بم آرامش بدی بعد انتظار داری عاشقت نشم ؟ حالا هم بیا نزدیک تر الکساندر تا خودم دست به کار نشدم . الکساندر نزدیک رفت و البرت اون رو تو بغلش کشید و گردنش رو بو کرد . میدونی اینکه برادر ناتنی هستیم خوشحالم میکنه . چون راحت میتونم بات ازدواج کنم . الکساندر خودش رو تو بغل البرت رها کرد و چشماش رو بست
البرت به چشمای بسته ی الکساندر نگاه کرد و با صدایی آروم زمزمه کرد بخواب امگا کوچولو من نمیزارم کسی تورو مثل لیلی ازم بگیرن .
آلبرت دفترچه اش رو بست و آخرین اشک هاش رو ریخت و به سمت اتاق کارش رفت . الکساندر برادر کوچیک تر آلبرت بود یا شاید بهتر بگم دلسوز تر از هرکسی . الکساندر به سمت آلبرت رفت ، درون دستش کمی غذا بود . الکساندر در اتاق رو باز کرد و بلافاصله چاقوی قسم خورده را در دست البرت دید ، نگو که میخوای این کار رو کنی البرت ، البرت پوزخندی زد و دستش رو دور کمر الکساندر حلقه کرد و به خودش نزدیک تر کرد . کدوم کار رو نکنم بوسیدن تو یا کشتن هر کس و نا کسی که باعث شد لیلیت رو ازم بگیرن ؟
الکساندر با شُک به البرت خیره موند و بعد از کمی خودش رو از البرت دور شد چی داری میگی؟ البرت پوزخندی زد و گفت الکساندر تو بعد از مرگ لیلی تونستی آرومم کنی بم آرامش بدی بعد انتظار داری عاشقت نشم ؟ حالا هم بیا نزدیک تر الکساندر تا خودم دست به کار نشدم . الکساندر نزدیک رفت و البرت اون رو تو بغلش کشید و گردنش رو بو کرد . میدونی اینکه برادر ناتنی هستیم خوشحالم میکنه . چون راحت میتونم بات ازدواج کنم . الکساندر خودش رو تو بغل البرت رها کرد و چشماش رو بست
البرت به چشمای بسته ی الکساندر نگاه کرد و با صدایی آروم زمزمه کرد بخواب امگا کوچولو من نمیزارم کسی تورو مثل لیلی ازم بگیرن .
- ۵۳
- ۱۲ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط