{ ددی مافیایی من }

{ ددی مافیایی من }

{ فصل 2 }



جیا : وایییییی خدا راستی پسره یونگی خیلی کیوته مثله خودش شبیه گربه هاست


تهیونگ : اره شبیه یونگی هیونگه


جیا : میگم تهیونگ


تهیونگ : بله نفسم ؟


جیا : میگم دختره جیمین رو بدیم به بونگ وو ؟ ( چیه ؟🗿
بنده خداها دیگه ازشون خسته شدن میخوان شوهر و زنشون بدن 🗿 )



تهیونگ : جیا اون که خیلی کوچولوعه


جیا : اره کوچولوعه ولی
یادته که بونگ وو چی گفت ؟


تهیونگ : اره گفت


تهیونگ : من اگه بخوام ازدواج کنم با یه دختره کوچولو موچولوی ریزه میزه ازدواج میکنم


جیا : اوهوم


تهیونگ : فکر کنم پسرم به خودم رفته


جیا : چیش ؟


تهیونگ : اینش که از دخترای کوچولو خوشش میاد


تهیونگ : الان مثلا من از تو خوشم میاد


جیا : تهیونگااااا


جیا : منکه کوتولو نیستم


تهیونگ : الهی بیبی کوچولوی من بیا بغلم



جیا : نمخ


جیا : من قهرم



تهیونگ : اصلا حالا که شده به زور بغلت میکنم


جیا : ددی دوستت دارم


تهیونگ : منم دوستت دارم بیبی


( ادمین : و خلاصه از این چندش بازیا در اوردن 🗿)



بارام ویو :


صبح با تابشه نوره خورشید به صورتم از خواب بیدار شدم که احساسه خفگی بهم دست داد به خودم اومدم و دیدم که یونجون روم افتاده
شروع کردم به جیغ کشیدن که یونجون تا منو دید شروع کرد به جیغ کشیدن
دیدگاه ها (۰)

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

KIM V

فیک : ددی مافیایی من پارت : اخر جیا ویو : اون روز رو کلی...

41ا/ت: میشه یه چیزی بگمتهیونگ: جانم بگوا/ت: اینجور نیست که ب...

سلول عشق مافیا 🖤

فیک عشق زیبای من پارت ۴ا.ت: پسرا بریم تو دفتر جیمین: اوهومته...

P¹⁹بعد از اینکه جونکوک امد دنبالم رفتیم تالار همه پسرا امده ...

رمان

اجباری اما شیرین

unexpected love 🤎☕️ عشق غیره منتظره 🤎☕️انچه گذشت سوار ماشین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط