نَذر کـردَم که اگر سهمِ مـَن از عشـق شدی

نَذر کـردَم که اگر سهمِ مـَن از عشـق شدی
دو ٰسِه رَکعـت غَزلِ شاد بِخوانَم هَر روز
دیدگاه ها (۴)

دوسـت دارمـ که تـو را دوســت بدارمـ بهِ تو چهِ!بی تو، هر ثان...

و حالا انتهای کوچه شعرمنم با انتظاری مبهم و زردولی ایکاش جاد...

عجیب آن است ...در بازی زندگی، تنها کسانی ما را می رنجانند که...

دیروز و فردا باهم دست به یکی کردنددیروز با خاطراتش مرا فریب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط