مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذاشت . عقاب

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذاشت . عقاب با بقیه جوجه ها از تخم بیرون آمد و با آن‌ها بزرگ شد . در تمام زندگیش ، او همان کارهایی را انجام داد که مرغ ها می کردند، برای پیدا کردن کرم ها و حشرات زمین را می کند و قدقد می کرد و گاهی با دست و پا زدن بسیار ، کمی در هوا پرواز می‌کرد .
سال ها گذشت و عقاب خیلی پیر شد ....
روزی پرنده باعظمتی را بالای سرش بر فراز آسمان ابری دید . او با شکوه تمام ، با یک حرکت جزئی بالهای طلاییش برخلاف جریان شدید باد پرواز می کرد .
عقاب پیر بهت زده نگاهش کرد و پرسید : این کیست ؟
همسایه اش پاسخ داد :این یک عقاب است . سلطان پرندگان . او متعلق به آسمان است و ما زمینی هستیم.
عقاب مثل یک مرغ زندگی کرد و مثل یک مرغ مرد . زیرا فکر می کرد یک مرغ است .
این ما هستیم که زندگی خودمان را میسازیم؛ نگذارید محیط اطرف شما را دچار تغییرات اساسی کند.
وقتي باران مي بارد همه پرندگان به سوي
پناهگاه پرواز مي كنند بجز عقاب كه براي
دور شدن از باران در بالاي ابرها به پرواز در
مي آيد.

مشكلات براي همه وجود
دارد مهم طرز برخورد با آن است
دیدگاه ها (۲)

:-I

ما اینیم دیگه;-)

:-I

تاﺏ ﺗﺎﺏ ﻋﺒﺎﺳﯽﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮﺍﻭﻥ ﺑﺎﺯﯼﻫﺮﺑﺎﺭﻗﺴﻢ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻡﺧﺪﺍﻣﻨﻮ ﻧﻨﺪﺍﺯﯼ ...

✲ غمگینترین کلیپے کـہ از طبیعت בیـבم همین بوـב.... 💔✍️ : من...

مرغ ملانصرالدین فقط یک پا داشتچرا می‌گوییم «مرغش یک پا دارد»...

🏮 نمایشگر پشتی Xiaomi 18 Pro از اپلیکیشن‌های مبتنی بر هوش مص...

پارت نوزدهم | زیر باراناز آن روز، جنگکوک دیگر مثل قبل نبود.د...

پرنده گاوچرانک دم‌نواری یا همان Bar-tailed Godwit با وزن حدو...

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

لبخندی که بوی آرامش می‌داد...تصویری از لبخند شهید مرتضی لاری...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط