مادر بزرگ حواسش به شمعدانی ها بود...

مادر بزرگ حواسش به شمعدانی ها بود...
گاه حتی همین که چرخی میزد کنار حوض،
نگاهشان میکرد...
کافی بود.!!!
برای "قد کشیدنشان"!
بعدها فهمیدم،
عشق مراقبت میخواهد!!
چیزی مثل زمزمه اینکه :"حواست به من باشد!"
دیدگاه ها (۷)

ساقیا ساغر دمادم کن مگر مستی کنم .زان که در هجر دلارامم مرا ...

.اگرناکوک ناکوک به سازمن بساز امشببه سربازدلم شاهانه بازی را...

ازبچگی عاشقه خوردن آب تو این ظرفا بودم :) 👀 ❤ ️خیلی حال میده...

شرحی از خاطرات خوش و زندگانی راحت گذشته سروده فخرالدین عطایی...

*مادربزرگحواسش به شمعدانی ها بودگاه حتیهمین که چرخی میزد کنا...

لونا:پارت سوم

معامله نهاییپارت ۴۲« هی هوانگ هیونجین ! تو واقعا یه بچه ی لج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط