پریدے و نـــــمے پَرَد

پریدے و نـــــمے پَرَد
از سرِ من هـــوای تو...

#محمدحسن_شفیعی
دیدگاه ها (۱)

مرا خانمم صدا میزدهمه چیز قرار بود جدی شودبین خودمان حلقه رد...

من دیگر باور دارم فقط یک بار در عمر عشقی می آید، حریق میشود ...

کافیست بشکنی دیگر چه فرقی میکند برایت بمیرند یا عاشقت شوند.....

دست هایم را بگیر شاید هنوز نرفته باشیشاید هنوز نمرده باشم...

جمعه ها دارد دلم حال و هوای دیگریمی پرد برق از نگاهم با صدای...

خاک تو سر منحرفت

سر تو بالا بگیر.....)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط