می روی دور می شوی امّا

می روی دور می شوی امّا

ردپایت همیشه بارانی ست

 

بعد تو درد و غم کنار من اند

توی قلبم دوباره مهمانی ست

 

می شمارم نبودنت را باز

منم و یک بغل پریشانی

 

منم و یک صدای سخت و مهیب

که چرا پیش من نمی مانی

 

منم و چند خاطره از تو

عکس چشمات و چند تا سیگار

 

سرفه های مکرر از دوریت

تکیه بر روی شانه ی دیوار

 

منم و چند بسته ی خالی

از دیازپام های بی خوابی

 

همه ی قرصها مرا خوردند !

توی دنیای درد و بی تابی

 

التماس تمام ثانیه ها

کار بیهوده ی همیشه شده

 

بی تو امروز شاعر چشمت

مثل فرهاد غرق تیشه شده
دیدگاه ها (۱)

تنها که باشی کربلا را خوب می فهمیاندازه ی درد و بلا را خوب م...

صلی الله علیک یا اباالفضل العباس.....

مگذار که عشق، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود !مگذار که حتی آب...

گفته بودم می روی دیدی عزیزم آخرش !سهم ما از عشق هم شد قسمت ز...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ³⁸دستای بستش و س...

عاشقانه بوقت دلتنگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط