, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را،

, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را،
کشیدم طرح زیبای غروب چشمهایت را،

کنارهاله چشمت کشیدم عکس یک دریا،
کشیدم روی امواجش حضور آشنایت را،

وآن شب با دلی لبریز از آوار دلتنگی،
زدم فریاد در ساحل:"دلم دارد هوایت را
دیدگاه ها (۲)

راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یارم ب...

تا بودی در شبم،من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزلخوان...

به یادت هست روزی که برای اولین بارمنگاهت کردم و آرام گفتم "د...

.بسکه من با درد هجرانت مدارا کرده امخویش را در حلقه ی عشاق ر...

دور دنیا را زدم دیدم تو دنیای منیهمدمی دیوانه در دنیای تنهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط