هنگامی که به یادت میافتم پر میشم از گریه ای که بجز تنهایی

هنگامی که به یادت میافتم پر میشم از گریه ای که بجز تنهایی نمیزارم کسی بفهم اه امشب به چشمانم التماس کردم که دیگه اصلا نگاهت نکنند دلم را هم راضی کرده ام شبها نگریدو نگوید کجاست
دیدگاه ها (۲)

رمان دخت من

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

رمان تو خود منی

«تولدت مبارک عزیزترینم. دلم می‌خواست امروز به جای نوشتن این ...

«تولدت مبارک عزیزترینم. دلم می‌خواست امروز به جای نوشتن این ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

the first lie

وقتی بهت خيانت میکنه P5میدونم خیلی دیر گذاشتم ببخشیدات: پس چ...

Part ⁸اسلاید 2 : لباس لیلی ویو لیلی+ من میرم !!اجوما که انق...

سناریو خط قرمز پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط