با اینکه تو را سیر ندیدم ، به سلامت
با اینکه تو را سیر ندیدم ، به سلامت
از باغ لبت هیچ نچیدم ،به سلامت
تنها تر از این هستم و تنها ترم از آن
ناگه به تو دلخسته رسیدم به سلامت
غمگین تر ازاین گشتم و غم بار ترم کرد
آندم که به وصلت نرسیدم به سلامت
آهسته برو تا که بسوزم برِ این شمع
با اینکه دل از تو نبریدم ، به سلامت
من با غزلی همدم و تو ، با کس و ناکس
رفتی و من از عشق بریدم به سلامت
عاشق نشدی مثل کبوتر شدم این بار
یک لحظه ز بامت نپریدم به سلامت
در دل غزلی گفتم و با خویش نگفتی
یک شاعر باران زده دیدم به سلامت
این شهر پر از شاعر تنهاست ولی من
عرفان تر از این عشق ندیدم به سلامت
غم گشته چو بغضی و دلم خون شده اما
از عشق تو کنجی نخزیدم به سلامت
برگرد ببین کیست که میسوزد از این عشق
یا نامه بده گوی رسیدم به سلامت
از باغ لبت هیچ نچیدم ،به سلامت
تنها تر از این هستم و تنها ترم از آن
ناگه به تو دلخسته رسیدم به سلامت
غمگین تر ازاین گشتم و غم بار ترم کرد
آندم که به وصلت نرسیدم به سلامت
آهسته برو تا که بسوزم برِ این شمع
با اینکه دل از تو نبریدم ، به سلامت
من با غزلی همدم و تو ، با کس و ناکس
رفتی و من از عشق بریدم به سلامت
عاشق نشدی مثل کبوتر شدم این بار
یک لحظه ز بامت نپریدم به سلامت
در دل غزلی گفتم و با خویش نگفتی
یک شاعر باران زده دیدم به سلامت
این شهر پر از شاعر تنهاست ولی من
عرفان تر از این عشق ندیدم به سلامت
غم گشته چو بغضی و دلم خون شده اما
از عشق تو کنجی نخزیدم به سلامت
برگرد ببین کیست که میسوزد از این عشق
یا نامه بده گوی رسیدم به سلامت
- ۱.۴k
- ۱۱ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط