به تاراج برده ای تمام حواسم را...

به تاراج برده ای تمام حواسم را...
می خندم تویی...
می گریم تویی...
می خوابم تویی...

انگار نقاشی ات را پشت پلکم کشیده اند...!!
اکنون.....

برایت مینوسیم.....
کاش میفهمیدی...
دلتنگی سخت است...
ویران کرده ای ..
من آباد را.....
دیدگاه ها (۲)

یادتان میادچقدر زندگی کردیمچقدر عاشق شدیمبا این شعربی تو مهت...

هــر شب می نشینـم پای حسـاب و کتابـم چنـد بار گفتـه ای دوستـ...

نمیدانم تو کیستیهر که می خواهی باش... این عادت مشترک همه ی ا...

ﺍﯾـﻦ ﺷﻌـــــــﺮ ﻫﺎ . . . ﺑــــﺮﻭﻧـــﺪ ﺑﻪ ﺟﻬّﻨـــــــﻢ !ﻣــــ...

پارت اول

پرسه در جنگل...همان شب...بعد از شام...ات از پشت میز بلند شد ...

«سجاده‌ای که خالی ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط