عاشقت هستم تا در بدنم جان دارم

عاشقت هستم تا در بدنم جان دارم
و کنار تو مگر نقطه ی پایان دارم؟

تا که عطر نفست مزرعه را پر کرده
چه نیازی به گل قمصر کاشان دارم؟

مثل یک رود که خسته است از آرامش خود
سمت دریای پریشان تو جریان دارم

موج موهات مرا بی خود از خود کرده
از سر توست اگر من سر طغیان دارم

تا که لرزید دلم، اشک شدم یک دفعه
من به باران پس از زلزله ایمان دارم
دیدگاه ها (۲)

نگذار زبان غزلم بستہ بماندحیف ازدل این بغض کہ نشکستہ بماندتا...

از همان روزی کہ در باران سوارم کرده‌ایبا نگاهت هیچ میدانے چک...

تمامِ روز نشستم ، کنارِ خاطره هامگر به یادِ تو شویَم ، غبارِ...

آخر هفته دلم تنگ تر از هر روز استجمعه ها پای دلم لَنگ تر از ...

بالاخره بعد سالها پارت😎🤣ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۴...

پیمان نقره ای

بیوگرافی سومیکا کاناکیکو/اوسی شیطان کش/مایل به حمایت?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط