عشق‌یهویی³²

عشق‌یهویی³²
ات ـ تهیونگ من میخام برم پیش یونگی..کاری نداری؟
تهیونگ ـ میشه منم بیام؟
ات ـ نه! راستی ب مامانم نگیا
تهیونگ ـ اگه بزاری بیام نمیگم
ات ـ بیا*پوکر*
تهیونگ ـ عررر..
ات ـ تو چرا انقد ک.صکیوت بازی درمیاری؟
تهیونگ ـ..... چون دوست دارم
ات ـ هن؟!
تهیونگ ـ چون...دوست...دارم*تیکه تیکه گف*
ات ـ چ..جالب*تعجب*بدو بریم
تهیونگ ـ باش..میشه دستتو بگیرم؟
ات ـ نخیر
*ویو داخل خونه یونگی*
ات ـ یونگییییییی*پرید بغلش*
یونگی ـ سلام کیوتممممم
تهیونگ ـ کیوتم؟*اروم*
یونگی ـ شنیدمااا
تهیونگ ـ بشنو..
ات ـ یونگییییییییییی
یونگی ـ جونممممم
ات ـ میای فیلم ببینیم؟
یونگی ـ چ فیلمی؟
ات ـ ی فیلم هستش، البته ژانرشو نمیدونم
یونگی ـ ببینیم!
تهیونگ ـ ات میشه میشم بشینی؟
یونگی ـ ن بغل من
ات ـ وسطتون..خوبه؟
یونگی.تهیونگ ـ عالییییی
ات ـ ببینیم؟
ات‌ویو
واا این فیلمه ژانرش عاشقانس؟
الان پسرا ت.حریک بشن چ گوهی بخورم؟
هوفففف...عوواااا دارن میکنـن!(چ رک😂)
ــــ
حیمایت؟
دیدگاه ها (۳۸)

https://wisgoon.com/jimin_2468عخشم فالوشه💖

عشق‌یهویی³³تهیونگ‌ویوهوففف تحـ.ریک شدمب ات نگا کردم دیدم دار...

عشق‌یهویی³¹ات‌ویوهوفف خسته شدممجری چقد بیشور بود...حالا ولش ...

پیشیا عاشقتونمممممم💖مرسی ازتون واقعااااا میگممممممممرسی ک تو...

(فردا) +ایییییی خدا مرگت نده یونگیییی دلممممممممممممممممممم_...

Name:عشق و جداییPart:50ویو نویسندهزمانی که در اتاق رو باز کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط