معامله نهایی

معامله نهایی



پارت ۱۹



استیک و شراب هردوشون مزه گرونی میدادن . احساس میکردم الان میتونم معده ام رو با ده برابر قیمت بفروشم . راستش اینکه به عنوان کسی که وانمود میکنی اونی غذاهایی بخوری که انگار با وسایل طلا درست شدن رو بخوری اصلا حس خوبی نداره . احساس میکنم کلاهبردارم . بعد از خوردن یک قلوپ از این شراب احساس مستی خفیف دارم ، این لعنتی چند درصده ؟ از اون طرف هوانگ تا الان چهار بار جامش رو پر کرده و هنوز هم مثل حالت عادیش به نطر میرسه . البته به نطر نمیاد این جزوی از خصوصیات ها باشه ، چون بقیه یجورایی منگ بنطر میان . یه قلوپ دیگه از شراب خوردم ، با اینکه خیلی خوشمزه بود ولی قورت دادنش برام سخت بود چون خیلی الکلی بود . این هوانگ عوضی عین آب سر میکشید .
از سر حرصم نیشگون محکمی از بازوش گرفتم . که باعث لبش رو گاز بگیره و با درد بهم نگاه کنه
+« این تلافی چی بود ؟»
-« تلافی عوضی بودنت »
+« فکر کنم با دردش کنار بیام »
-« باید عادت کنی »
+« اگر معنیش اینه که میتونم کنارت بمونم با کمال میل قبول میکنم »
-« لاسوی لاشی »
که همین حرفم باعث شد پوزخندی روی لبش جا بگیره
اروم گفتم « عموت همیشه انقدر پر حرفه ؟»
« اره ، مواظب باش چون خیلیم خوب گوش میده . اگر راجب من و تو ازمون پرسید درست جواب بده »
« خیلی رو مخه »
« قبول دارم . مراقب پسرعموی کوچیکم هم باش ، اون یه دختر باز به تمام معناست . براش مهم نیست که به عنوان نامزد من اینجا حضور داسته باشی یا نه »
« از همین الان ازش بدم میاد »
« هنوز با سطح عوضی بودنش اشنا نشدی »
« جان ؟ یعنی از توهم عوضی تره ؟»
پوزخندی زد « ده هزار برابر عوضی تر »


#هیونجین #فیکشن
دیدگاه ها (۲۱)

پارت نهم ویو ات +۰ داشتم با دخترا درباره این وضعیت فاکی حرف ...

‌توضیحات کپشن💔:وقتی یه سری بدون اینکه چیزی بدونن شروع کردن ب...

رمان: فقط یک قدم تا توپارت ۲:تئودور به لاس زدن با ا.ت ادامه ...

رمان سومپارت دهم 😳بسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> د...

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``مکنه لاینج...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط