به هوش بودم از او

به هوش بودم از او
که دل به کَس نسپارم ،
شمایل تو بدیدم
نه صبر ماند وَنه هوشم ...

#سعدی
دیدگاه ها (۱۴)

گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم ...!!!دیدَمَش ...وز یاد ...

مادربزرگهمیشه انبوهی رختخواب داشتکه خیلی وقتهازمین بازی کودک...

می‌کندباد مخالف،شور دریا را، زیاد؛کینصیحتمی‌دهدتسکین،دلآزرده...

بانو:هر وقت به عنوان یک زنحس تردید آمد سراغتکه ماندنت را میخ...

یاعلی نام تو بردم نه غمی ماند  و نه همی (:#مولا#زیبایی

تو را عشقِ همچون خودی ز آب و گِلرُباید همی صبر و آرامِ دل#سع...

گر من به غم عشق تو نسپارم دلدل را چه کنم بهر چه می‌دارم دلدل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط