بزن دف را که من امشب خراب یاد دلدارم

بزن دف را که من امشب خراب یاد دلدارم
پرُ از عشقم ولبریزم تُهی از عقل و پندارم

بزن مطرب بزن تا من ببارم عشق از چشمم
خرابم ، این سبک سر را کدامین شانه بگذارم .؟

دعاکن مستی ام امشب بماند تا سحر بامن
چوهوش آید سرم بینم درآغوش که بیدارم..؟

صدای زیر و بم های دف ات دیوانه ام کرده
چنان مدهوش و شیدایم که جز این حال ، بیزارم

تنم اینجا منم آنجا به دنبال تو میگردد
به جام مستی ات سوگند مست ار عطر دیدارم

بزن مطرب بزن ، جامی دگر را سرکشم شاید ؟
خراب آباد او گردم بفهمد زخمها دارم

کسی جز او نمی رقصد میان موی رگهایم
بفهمم با تمام مستی ام هشیار هشیارم
دیدگاه ها (۲)

گل شوی در باغ عشقم باغبانت می شوم در کویر داغ و سوزان سایبان...

بوی دریا میدهد دریا کنار چشم توعشق میریزد فقط از ابشار چشم ت...

سال ها رفته و بازتپش گرم ترین خاطره هامی فشارد دل خاموشم راب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط