دخترت کاش بمیرد که نبیند هرگز

دخترت کاش بمیرد که نبیند هرگز
خون فرق تو قدم پشت قدم ریخته است

مادرم آمده بالای سرت با زحمت
اشک بر زخم تو با قامت خم ریخته است

کربلا زنده شده در نظرم می بینم
ترس دشمن که پس از صاحب علَم ریخته است

تا که تاراج کند خیمه مارا یکسر
قبل آتش زدنِ آن به حرم ریخته است

فرق خونین تو را کاش نمی دیدم من
یادِ آن خون که از دست قلم ریخته است

#ارس_آرامی #شب_قدر
دیدگاه ها (۱)

زیرکانه قانعت کردم که یک قرآن بس استتا که امشب را در آغوش خو...

شب های دراز بی عبادت چه کنم طبعم به گناه کرده عادت چه کنمگوی...

#شب_قدر شب های دراز بی عبادت چه کنم طبعم به گناه کرده عادت چ...

زیرکانه قانعت کردم که یک قرآن بس استتا که امشب را در آغوش خو...

شاهدخت در قلب تاریکpart 3.... ♡میا چشمانش را باز کرد یادش نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط