شوق دریا داشتم؛ جریان جویی بود و رفت

شوق دریا داشتم؛ جریان جویی بود و رفت
ساغر لب‌خوردۀ دور از سبویی بود و رفت

قدرت جاری شدن از چشمهایم را نداشت
بغضِ خیسِ مانده در راه گلویی بود و رفت

هر غمی در خانۀ دل جا بگیرد عشق نیست
خاطرش مستاجرِ بی‌آبرویی بود و رفت!

آن که می‌پنداشت مثلِ زخمِ خنجر ماندنی‌ست
رویِ روحِ پاره‌ام جایِ رفویی بود و رفت

وای از آن شعلۀ فانوس دریایی‌نما
در شب گرداب، تنها کورسویی بود و رفت

خانۀ بی یار حتی جای مردن نیز نیست*
آه ای مردم! در این دریاچه قویی بود و رفت

آسمانم تیره، ماهم گم، دلم تاریک بود
آن شهابِ سرد، ردّ آرزویی بود و رفت 🌼🌸
دیدگاه ها (۰)

𝐧𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭‌‌‌ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴛʜᴇ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ɪ ᴘᴏꜱᴛ ᴠᴀʀɪᴏᴜꜱ ᴠɪᴅᴇᴏꜱ ᴇᴠᴇʀ...

👌 کاور کفش سیلیکونی ضد آب ژله ای 😎⚜️ جنس : سیلیکون با کیفیت ...

عام🐏

به درخواست دوستان از تیپ هم گذاشتیم 😂

میشه دیگه قهر نکنی R🎶🎶🎶🎶

👌 کاور کفش سیلیکونی ضد آب ژله ای 😎⚜️ جنس : سیلیکون با کیفیت ...

بعضیا انقدر خودشونو مخاطب خاص می‌دونن که هر پستی می‌ذارم فکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط