خسته از عاشقی و ناز و اداهای توأم
خسته از عاشقی و ناز و اداهای توأم
خسته از حلقه ی آن زلف چلیپای توام
آمدم تا سر صحبت بگشایم رفتی
مانده ام از چه در این غمکده همپای توام!؟
شورها می زنم اینجا که ببینم رخ تو
روز و شب در صدد رؤیت سیمای توام
رخ نشانم که ندادی به چه می نازی تو؟!
من که در حسرت چشمان فریبای توام
می کشی با نگهت گاه مرا سوی خودت
گاه می رانی و من در کف سودای توام
عاشقی گفتن ِ از عشق نباشد تنها
گل من! مست شو از من که مسیحای توام
#عاشقانه
#ماریا_رادمهر
خسته از حلقه ی آن زلف چلیپای توام
آمدم تا سر صحبت بگشایم رفتی
مانده ام از چه در این غمکده همپای توام!؟
شورها می زنم اینجا که ببینم رخ تو
روز و شب در صدد رؤیت سیمای توام
رخ نشانم که ندادی به چه می نازی تو؟!
من که در حسرت چشمان فریبای توام
می کشی با نگهت گاه مرا سوی خودت
گاه می رانی و من در کف سودای توام
عاشقی گفتن ِ از عشق نباشد تنها
گل من! مست شو از من که مسیحای توام
#عاشقانه
#ماریا_رادمهر
- ۸۹۷
- ۲۱ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط