گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می‌زنم

گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می‌زنم
گه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می کنم

گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنم
ور‌حاضری‌پس‌من‌چرا‌در‌سینه‌دامت‌می‌کنم.
#حضرت_مولانا
دیدگاه ها (۱)

نور تویی سور تویی دولت منصور توییمرغ که طور تویی خسته به منق...

‌‌تا نسوزیعشق را هرگز نمیفهمی که چیستگاه بخشیدنگهی آغوش وگه ...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

وقتی خیانت می‌کنه.پارت دو.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط