Bratva Empire part

Bratva Empire part 9:
از خدمه پرسیدم مارگارت کجا رفت,که بهم گفتن رفته تو اتاق سارا داره لبا عوض میکنه .
تا خواستم برم دنبالش گفتن ،جشن تعیین جنسیت شروع شده .
مارگارتم با لباس سارا اومد پایین،واییی چه خوشگل شده بود چه بهش میومد.
مارگارت:
از سارا لباس گرفتم و پوشیدم قشنگ انگار برای من ساخته بودنش!!
موقعه شروع جشن بود که اومدم پایین از پله.با چشماش داره منو قورت میده،گراز بدقواره
میمون
منتظر بودم ببینم بچه چیه ،که اومد پیشم
الکساندر-- به نظرت چیه؟نه نه!!!دوست داری چی باشه؟
+مهم نیست هرچی باشه سالم باشه.
ولی پسر،یه پسره تپلی بامزه
ــــ اره پسر هم گوگولیه و خب دختر هم قشنگه!!
منتظر بودیم که ،آرتور و سارا باهم در جعبه رو باز کردند و.................کلی بادکنک ابی به هوا در اومد سارا جیغ زد و آرتور اون بغل کرد.
ذوق زده شده بودم،‌که یکدفعه پریدم و الکساندر و تکون دادم و گونسو بوسیدم ،
وقتی به خودم اومدم الکساندر و دیدن داره با تعجب و پوزخند نگام می‌کنه.منم تازه دوهزاریه کجم افتاد چه گوهی خورم.بعدم با قیافه مسخره ای که به خودم گرفتم یواش گفتم:آخه من این بوزینه رو بوسیدم اوققق
+ببخشید حواسم نبود
دیدگاه ها (۰)

لباسی که سارا به مارگارت داد.

Bratva Empire part 10:Margaret:......._نظرت چیه این طرفم ببو...

Bratva Empire part 8:آناستازیا:....مشغول خوش و بش با لی لی و...

Bratva Empire part 7:مارگارت :....با حرص از بین جمعیت رد شدم...

Bratva Empire part 1:(از دید دختر نقش اصلی )خب، سلام؛ من مار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط