تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی دارد

تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی دارد
که این دیوانه هرگز سنگ کوچک برنمی دارد

تو در رویای پروازی ولی گویا نمی دانی
نخ کوتاه دست از بادبادک برنمی دارد

برای دیدن تو آسمان خم می شود اما
برای من کلاهش را مترسک برنمی دارد

اگر با خنده هایت بشکنی گاهی سکوتش را
اتاقم را صدای جیرجیرک برنمی دارد

بیا بگذار سر بر شانه های خسته ام یک بار
اگر با اشک من پیراهنت لک برنمی دارد ...
دیدگاه ها (۱)

سال ها عاشق یک شخص مجازی سخت استدر خیالات خـودت قــصـــــر ب...

شانه اش هر لحظه باید بیشتر افتاده باشدجاده وقتی از سرش فکر س...

ای لبت از هر چه سیب سرخ , شیرین بیش ترکی به پایت می شود افتا...

حضرت موسی در کوه طور در مناجات خود گفت :یا اله العالمین«ای خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط