بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمد

بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمد
بیا، که بی‌تو همه سود من زیان آمد
بیا، که بهر تو جان از جهان کرانه گرفت
بیا، که بی‌تو دلم جمله در میان آمد
بیا، که خانهٔ دل گرچه تنگ و تاریک است
دمی برای دل ما درون توان آمد
بیا، که غیر تو در چشم من نیامد هیچ
جز آب دیده که بر چشم من روان آمد
نگر هر آنچه که بر هیچکس نیامده بود
برین شکسته دلم از غم تو آن آمد
دل شکسته‌ام آن لحظه دل ز جان برداشت
که رسم جور و جفای تو در جهان آمد
ز جور یار چه نالم؟ که طالع دل من
چنان که بخت عراقی است همچنان آمد
دیدگاه ها (۱)

چشم هایت رحم ندارد ، همچو پوتین و ترامپ😍

دلم یه سایه بون میخوادیه تکیه گاه یه لقمه نوندلم پراز گلایه ...

‌ گر تو را با ما تعلق نیستما را شوق هستو تو را بی ما صبوری ه...

هر کجا جامی ز عشق آمد... بدستت نوش کن.هــر که میگوید سخن از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط