عاقبت فاصله افتاد میان من و تو.

عاقبت فاصله افتاد میان من و تو.
اینچنین ریخت بهم؛ روح و روان من و تو.

موعد دلخوری از عمر هدر رفته رسید.
صف کشیدند دقایق به زیان من و تو.

قهوه خوردیم مگر فال جدیدی بزنیم.
قهوه شد تلختر از تلخی جان من و تو.

فکر ما بود بسازیم جهانی با هم.
گرچه پاشید و فرو ریخت جهان من و تو.
دیدگاه ها (۱۴)

عاقبت فاصله افتاد میان من و تو این چنین ریخت بهم روح و روان ...

عاقبت فاصله افتاد میان من و تواینچنین ریخت به هم روح و روان ...

عاقبت فاصله افتاد میان من و تواینچنین ریخت به هم روح و روان ...

عاقبت فاصله افتاد میان من و تواینچنین ریخت به هم روح و روان ...

عاقبت فاصله افتاد میان من و تواینچنین ریخت به هم روح و روان ...

عاقبت فاصله افتاد میان من و تواینچنین ریخت به هم روح و روان ...

عاقبت فاصله افتاد میان من و تواینچنین ریخت به هم روح و روان ...

عاقبت فاصله افتاد میان من و تواینچنین ریخت به هم روح و روان ...

عاقبت فاصله افتاد میان من و تواینچنین ریخت به هم روح و روان ...

عاقبت فاصله افتاد میان من و تواینچنین ریخت به هم روح و روان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط