آنقدر خسته ام که حاضرم

آنقدر خـــسته ام که حاضرم
ســـرم را روی تکه سنگی بگذارم و بخوابم
اما به دیوار وجودت
که بارهــا بر سرم آوار شد
تکیه ندهم
دیدگاه ها (۱)

میگویند زمان آدمها را عوض میکند اشتباه نکنزمان قیمت رفاقت ها...

دیگر دست روی دست تنهایی گذاشتن سودی برای من نداردمی خواهم تم...

تمام آن چیزی که درباره تو در سرم هست ده ها کتاب می شود اما ت...

هر ردپای آهویی را که دیدی دنبال نکناین روزها زیادند گرگ هایی...

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟏ماشین رو روشن کردم دستام رو روی فرمون فشا...

خسته‌ام عزیزکرده،برایَم تفاوتی ندارد اگر پس از آنکه شب چشم ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط