در دست من بگذار آن دستان تنها را

در دست من بگذار آن دستان تنها را
در من بریز آشوب آن چشمان زیبا را

حیف است جای دیگری پهلو بگیری عشق!
پهلوی من پایین بیاور بادبانها را

بی طاقتی های تو را آغوش وا کردم
مانند بندرها که توفانهای دریا را

بر صخره های من بکوب اندوههایت را!
بر ماسه هایم گریه کن غمهای دنیا را.! اسم تو را بردم لبان تشنه ام خشکید
مثل دهان نیل وقتی اسم موسی را
دیدگاه ها (۴)

تاری از موی سرت کم بشود میمیرم.تار گیسوی تو در هم بشود میمیر...

دوشموشم عشق اودونا رحم ائیله اینسان سان اگربوقدر ناز ائیله م...

دلدادگی چلچله با باز غلط بود" رَم دادنِ صیدِ خود از آغاز غلط...

از پشت کوه های برف زدهسلام لاله اندود مرایخ نزده به دلبرم بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط