نه تقصیر تو ست نه کس دیگری.............

نه تقصیر تو ست نه کس دیگری.............

شاید تقصیر این روزهاست که هوا به گرمی می رود و تو مدتهاست به سردی .

شاید تقصیر این ماه هاست که هر سال یک بار می آیند و فکر می کنند بوی بهشت را می دهند .

اصلا بیا تقصیر را گردن بهار بیاندازیم که گلها را شکوفه میدهد و هوا را ابری میکند و دل های بی صاحب را ٫ بارانی .

بیا یادمان برود که چگونه کارمان به اینجا رسید. بیا فکر کنیم پاییز از بهار چیزی کم ندارد . بیا و همین یک بار بیا فراموش کنیم همه گلهایی را که کاشته ایم و نگرفتند و ریشه نزدنند . بیا این یک بار مثل کسانی باشیم که چیزی سرشان نمی شود و فقط دلشان می شو د .



حالا که بهار شده نه به خاطر من ٫نه به خاطر بهار ٫نه به خاطر پرنده ها

به حرمت عطر گلهای یاس که زود زرد می شوند .

بیا همین یک بار تا بهار آینده

نه !
دیدگاه ها (۴)

P : 28

پارت۵#تو راز شب های منیسه‌تایی هنوز توی کتابخونه نشسته بودن....

پشت لبخند جیمینپارت چهارمطبق قولی که داده بود، شاممون واقعاً...

🦢 پارت بیست‌وهفتم | رازی که نباید فاش می‌شدصبح روز بعد، لیان...

شکوفه های گیلاس🌸🌸پارت۷🌸چویا:پس....اگه من پسر بزرگ خاندان اصل...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

پارت بیست‌ و دوم | راهیِ سفرپارک لاراچمدونم رو روی تخت گذاشت...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط