چون شعرِ پنهان در گلویی دوستت دارم

چون شعرِ پنهان در گلویی دوستت دارم
در قالب هر آرزویی دوستت دارم

دیگر گواه عاشقی‌، این اشک‌ها هم نیست
با این‌ همه بی‌ آبرویی دوستت دارم

آن چشم‌های تو همیشه راست می‌گویند
دیگر نمی‌خواهد بگویی دوستت دارم

دیوار هم عاشق شده، آهسته آهسته
ای قابِ عکس روبرویی، دوستت دارم

می‌خواستم از تو بگویم، بغض‌ امّا بغض ... !
این‌بار هم بی‌گفتگویی دوستت دارم

دستت برایم رو شد ای دل! خوب می‌دانم
این روزها دلتنگِ اویی، دوستت دارم
دیدگاه ها (۱)

پشت ڪدام هق هق،دلتنگے ام راپنهان ڪنم ؟!و یا پشت ڪدام ابر بها...

"قلم "شدم بنویسمترانه ای از تو . . . کنار خستگی ام"عاشقانه ا...

قلب من مسکن غمهاست نمیدانی توچشمهایم خود دریاست نمیدانی توبا...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

وقتی به کسی می‌گویید دوستتــ دارمـ در مقابل این جمله مسئولید...

اگر تو نبودینمی‌دانم هر روز برای چه کسی می‌نوشتم !هر جلوه ی ...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط