درخت آخرین حرفهایش را با باد زد

درخت آخرین حرفهایش را با باد زد

ما در سکوت قدم زدیم

هر دو می دانستیم

سرنوشت انگشتانمان به هم گره خورده است

هر دو می دانستیم این عشق

زودتر از پاییز

ما را از پای درخواهد آورد
دیدگاه ها (۲)

وَ فکر کن اگر تو را دوست نداشتمچه‌ها که داشتمخودم را داشتم ک...

تنها در خواب صورتشان را می بینمبچه هایی که در بچگی با آنها ب...

به چشم سبز تو نازم که موج خواب در اوستچو برگ تازه که سرمستی ...

- از وقتی که اومدی یه چیزی با خودت آوردی ، که حتی اگه بری هم...

پرسه در جنگل... بعدازظهر...آفتاب کم‌کم ملایم‌تر شده بود.ات ر...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط