کاملا واقعی

کاملا واقعی!!!
رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،
معلوم بود تازه کاره!
همینجوری که سرنگوگرفته بود،
لرزون لرزون اومد سمتم وگفت:
“بسم الله الرحمن الرحیم”
از ترس گفتم:
“اشهدان لااله الاالله”
انقدرخندیدکه نتونست آمپول بزنه.
بازم خدارو شکر یکی دیگه اومد زد!
دیدگاه ها (۲۲)

می ترسم از نبودنت... و از بودنت بیشتر..! نداشتن تو ویرانم می...

اگر مـرا دوســت نـداشتـه بـاشی ... دراز مـی کشـم و می میـرم ...

پسری که بهش میگی خوبی؟ میگه قفونت!!! اینو باید بست به صندلی،...

تـو ایـن زمـونـه بـاس بـه بـعـضـیـام گـفـت:از جـلـو چـشـام ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط