#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲
پارت ۱
ویو کوک
الان دو روزه از ملاقات خاله و جیمین و عمو و بابا میگذره . ‌حاضر شدم برم مدرسه که تهیونگ گفت وایسم
- چیزی شده
+ وایسا با هم بریم
- نه ته من تنهایی میرم بهتره برات بد هم نمیشه
+ خب بزار برسونمت
- باشه من هرچی بهت میگم گوش که نمیدی
سوار ماشین شدیم و بعد ۲ دقیقه رسیدیم به دانشگاه
- بای
+ کوک وقتی دانشگاهت تموم شد زنگ بزن بیام دنبالت
- باشه
رفتم داخل کلاس پیش جیمین نشستم .
^ هی پسر چی شده
- نمیتونم بهش بگم
^ اینکه بهش حس پیدا کردی
- اوهوم
^ اوخدا خرگوش کوچولوی داداش جیمین ناراحته
- نه هیونگ عه اون کیه
^ نمیدونم
دوتا پسر بودن . اومدن داخل کلاس . تنها جای خالی کلاس جلوی من و جیمین بود .
پسره ۱: اینجا جای کسیه
^ نه میتونید بشینید
پسره ۲: ممنون من جین هستم و ایشون داداشم نامجون هست
- خوشبختم
^ منم خوشبختم
(جین× نامجون ÷ )
×÷ ماهم
- دوست دارید دوست بشیم
÷ میشه
- حتما من جونگ‌کوک هستم و ایشونم جیمین داداشمه
داشتیم حرف میزدیم که اون سه تا باز اومدن
ق۳: به به ببینین کی اینجاست جئون جونگ‌کوک
^ ولش کنید
- اون روز کتک خوردین بستون نبود
× یا میرید یا با من طرفید
ق ۲: شما ها کاری نداشته باشید ما با جئون کار داریم . پارک با تو هم هستم
وقتی حرفش تموم شد جین یه لگد زد بهش
× گفتم با ما در نیوفتید اگه میخواید بیشتر نزنمتون برید سریع دیگه هم اینجا پیداتون نشه
اونا رفتن و ما باز نشستیم . جیهوپ اومد داخل کلاس و اومد سمت ما
- سلام هوپی چیشده
جیهوپ: سلام بدبخت شدیم معلم تاریخ جدید اوردن خیلی هم جدیه داره میاد
^ بدو بشین
معلم تاریخ جدید داره میاد کاری کنم پشیمون شه
^ هی کوک نگاش کن چقدر خوشگله
- آره
(یونگی = )
= سلام بچه ها من معلم تاریختون هستم مین یونگی
دیدگاه ها (۱)

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۲خودشو معرفی کرد = خب دوتا انتقا...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ پارت ۷ ! خب همه دور هم جمعیم کوک هم ا...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ پارت ۶صبح از خواب بیدار شدم و رفتم دس...

ازدواج اجباری part3ا.ت :بخاطر همین بیدارم کردیجولی: ا.ت چقدر...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ پارت ۱ویو کوک بالاخره کلاسام تموم شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط