هر که در عاشقی قدم نزده است

هر که در عاشقی قدم نزده است
بر دل از خون دیده نم نزده است

او چه داند که چیست حالت عشق
که بر او عشق، تیر غم نزده است
دیدگاه ها (۱)

این چه عشقی است که در دل دارممن از این عشق چه حاصل دارممی‌گر...

این عشق ماندنی این شعر بودنیاین لحظه‌های با تو نشستن سرودنی‌...

با عشق آنسوی خطر جایی برای ترس نیستدر انتهای موعظه دیگر مجال...

هوا موی تو را که می‌بیندنا آرام می‌شودهیچ وقت جایی رفته ایکه...

از بارش بی موقع باران چه بگویم؟از بام ترک خورده ی ویران چه ب...

{کاشی های آبی..}

به غم کسی اسیرم که ز من خبر نداردعجب از محبت من که در اواثر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط