.

.
اشکال از خودمان است
از ترس تنهاییمان به هرکس از راه نرسیده دل دادیم و دل بستیم
شدند کل زندگیمان ،دیگر خودمان را از یاد بردیم
ارزش تنهایی و احساس بکرمان را نفهمیدیم
گذاشتیم هرکس وارد تنهاییمان شود احساسمان را خراش بندازد و برود ،اخرش هم ما بودیم که التماس نرفتنشان را کردیم
ولی انها که دل نداده بودند که بمانند!
فقط دل برده بودند…
خودمان را دوست داشته باشیم
اگر قدر خودمان را بدانیم احدی به خود اجازه نمیدهد تا خدشه وارد احساسمان کنند!
قدر خودتان را بدانید! قدر تنهاییتان را…
دیدگاه ها (۲)

میچسبیمثلِ قهوه حینِ کارمثلِ قرارِ اوّلین دیدارمثلِ عیدی در ...

same

تا اطلاع ثانوی عشق تعطیل است بذر و بخش کردن محبت ممنوع...تا ...

دلم یک دوست میخواهدکه اوقاتی که دلتنگـمبگویـد خانه را ول کن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط