حســــــرت !

حســــــرت !
یعنے رو بـﮧ رویــــــــمـ نشستـﮧ اے
و باز خیســـــے چشمـــانـــمـ را
آن دستمال خشکــ بے احساس پاکــ کنــــد .
حســــــرت !
یعنے شانـﮧ هایت ، دوش بـﮧ دوشــــــمـ باشد
اما نتوانـــم از دلتنگے بـﮧ آن پناه ببـــــــرم.......
حســــــرت !
یعنے تــــ ــــو
کـﮧ در عین بـــــــــودنت داشتنتــ را آرزو مے کنــــــــم . . .
دیدگاه ها (۱۳)

سلام بر دوستای بی معرفت چندروز نبودم هیچکی سراغ نگرفت بجز دا...

شبتون به زیبایی ستاره ها ...

خدایا دل بی طاقتم امونش برید..... دلتنگ ترازهرشبم امشب..... ...

دلتنگ صداتم..... صدایی که لالایی هرشبم بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط