با من بمان
با من بمان
آتسوشی : واو چه شجاع ^سپر^
یک سپر سفید رنگ دور کل اعضا را گرفت و حمله ی راشمون را دفع کرد
فوکوزاوا : ما آمدیم بگیم اون نامه از ما نیست
موری : چی اما مهر آژانس را داشت
فوکوزاوا: من اگر دم مرگ باشم و بهم بگن اگر به موری بگی عزیزم نجات پیدا می کنی مرگ را ترجیح میدم
*رانپو و آتسوشی ریز ریز خندیدن*
موری در حالی که سرخ شده : ا....اگه ... مال شما نبود از کجا میدونستی چی توش نوشت
آتسوشی در حال فیگور گرفتن : به ارواح جدم نیستید در حدم 😎😏
فوکوزاوا : آتسوشی گفت
موری : نقش تو اینجا چیه
آتسوشی : من .. امم .. بند سهام دار آژانسم
موری : سهام دار دو روزه آرههه باشه منم باور کردم
آتسوشی : من از وقتی آژانس افتتاح شد بودم مگه نه سیسی
یوسانو: آره
موری : ....
آتسوشی : اگر اون جاسوس های کار بلدت واقعا کار بلد بودند می فهمیدی که زمین آژانس اول به نام کسی به اسم ماکسیم ولکوف به آتسوشی ولکوف و بعد. به فوکوزاوا رسیده
موری : تو ناکاجیما هستی
آتسوشی : ناکجیما فامیل مامانم هست ولکوف فامیل بابام
موری : او یس
آتسوشی : واو چه شجاع ^سپر^
یک سپر سفید رنگ دور کل اعضا را گرفت و حمله ی راشمون را دفع کرد
فوکوزاوا : ما آمدیم بگیم اون نامه از ما نیست
موری : چی اما مهر آژانس را داشت
فوکوزاوا: من اگر دم مرگ باشم و بهم بگن اگر به موری بگی عزیزم نجات پیدا می کنی مرگ را ترجیح میدم
*رانپو و آتسوشی ریز ریز خندیدن*
موری در حالی که سرخ شده : ا....اگه ... مال شما نبود از کجا میدونستی چی توش نوشت
آتسوشی در حال فیگور گرفتن : به ارواح جدم نیستید در حدم 😎😏
فوکوزاوا : آتسوشی گفت
موری : نقش تو اینجا چیه
آتسوشی : من .. امم .. بند سهام دار آژانسم
موری : سهام دار دو روزه آرههه باشه منم باور کردم
آتسوشی : من از وقتی آژانس افتتاح شد بودم مگه نه سیسی
یوسانو: آره
موری : ....
آتسوشی : اگر اون جاسوس های کار بلدت واقعا کار بلد بودند می فهمیدی که زمین آژانس اول به نام کسی به اسم ماکسیم ولکوف به آتسوشی ولکوف و بعد. به فوکوزاوا رسیده
موری : تو ناکاجیما هستی
آتسوشی : ناکجیما فامیل مامانم هست ولکوف فامیل بابام
موری : او یس
- ۵۸۱
- ۱۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط