بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
ت)-فرزندان بسیاری ازخانوادههای متمول، تنپرور، بیسواد، جاهل، بی بصیرت، بی اخلاق و خلاصه بد بخت و بیچاره شده اند فرزندان بسیاری از خانواده های فقیر نیز با مشقت تمام تربیت شدند، تحصیل کردند،کسب اخلاق کردند، صاحب بصیرت شدند، به لحاظ علمی، اجتماعی و شخصیتی کسی برای خود یا اجتماع شدند عکس این قاعده نیز بسیار است، خُب حالا خدا هست یا نیست؟!
ث)- معنای عدل نیز مساوات نیست. نه خورشید و ماه مساوی هستند- نه کهکشان ها مساوی هستند - نه ملائک، گیاهان و حیوانات با هم مساوی هستند و نه انسان ها و بلکه عدل یعنی قرار دادن هر چیزی در جای خودش. به عنوان مثال: به شما عقل داده و نفس هم داده، هر دو نیز مورد نیاز و اسباب کمال شماست، اما اگر نفس راحاکم بر عقل کردید، نفس حکمرانی می کند و اگر عقل را حاکم بر نفس کردید، نفس در اختیار و مفید شماست. این یعنی عدل.
آیا اگر پدر و مادر شما متمول بود و از امکانات زیاد برخوردار بودید، می گویید خدا هست و اگر روزی دزد به خانه شما زد، کلاهبرداری سرمایه شما را ربود، اما مال همسایه را نربود، میگویید: خدا نیست؟!
ملاحظه: اگر دقت شود، تا اینجا، هیچ دلیلی بر اثبات وجود خدا که البته اثبات نمیخواهد و هستی همیشه معروف و مشهود همه هست اقامه نکردیم، چرا که شما نیز هیچ دلیلی بر انکار و تکذیب خود اقامه ننمودید. بلکه فقط توجه دادیم که نه فقط در مبحث خداشناسی، بلکه در هر موضوع دیگری در شئون فردی و اجتماعی خود،در هرشناختی و در هر موضعی که اتخاذ میکنید، باید عقل، فکر، ذهن و قلب درست دقت کند،درست توجه کند، درست مطالعه کند، درست ببیند، درست بشناسد. و سپس تأیید یا تکذیب نماید.
پس، زود نتیجه نگیرید که ما خدا را قبول نداریم. تکذیب بدون علم، به مراتب بدتر و خطرناکتر از ندانستن است. کسی که نمی داند، هر وقت تصمیم گرفت بداند، میرود مطالعه، تحقیق و سؤال میکند؛ اما کسی که ندانسته تکذیب و تکفیر می کند،نه تنها هیچ گاه به سوی دانستن گامی بر نمی دارد، بلکه خدایی ناکرده دچار تکبر و بالتبع نوعی عناد و لجاجت نیز می شود.
یک تذکر و توجه استدلالی:نه شما خودتان را خلق کردهاید و مالک و حاکم خودتان هستید نه دیگران شما و خودشان را خلق کرده و مالک وحاکم شما و دیگران هستند؛ به هر عنصری هم که نگاه کنید، مثل خودتان هستند، هم به وجود آمدهاند مخلوق هستندهم خودشان خود و دیگران را خلق نکردهاند هم تحت مالکیت، نظم و حاکمیت و ربوبیت غیر هستند.(پایان)(ص 1)
پاسخ قسمت دوم :
ت)-فرزندان بسیاری ازخانوادههای متمول، تنپرور، بیسواد، جاهل، بی بصیرت، بی اخلاق و خلاصه بد بخت و بیچاره شده اند فرزندان بسیاری از خانواده های فقیر نیز با مشقت تمام تربیت شدند، تحصیل کردند،کسب اخلاق کردند، صاحب بصیرت شدند، به لحاظ علمی، اجتماعی و شخصیتی کسی برای خود یا اجتماع شدند عکس این قاعده نیز بسیار است، خُب حالا خدا هست یا نیست؟!
ث)- معنای عدل نیز مساوات نیست. نه خورشید و ماه مساوی هستند- نه کهکشان ها مساوی هستند - نه ملائک، گیاهان و حیوانات با هم مساوی هستند و نه انسان ها و بلکه عدل یعنی قرار دادن هر چیزی در جای خودش. به عنوان مثال: به شما عقل داده و نفس هم داده، هر دو نیز مورد نیاز و اسباب کمال شماست، اما اگر نفس راحاکم بر عقل کردید، نفس حکمرانی می کند و اگر عقل را حاکم بر نفس کردید، نفس در اختیار و مفید شماست. این یعنی عدل.
آیا اگر پدر و مادر شما متمول بود و از امکانات زیاد برخوردار بودید، می گویید خدا هست و اگر روزی دزد به خانه شما زد، کلاهبرداری سرمایه شما را ربود، اما مال همسایه را نربود، میگویید: خدا نیست؟!
ملاحظه: اگر دقت شود، تا اینجا، هیچ دلیلی بر اثبات وجود خدا که البته اثبات نمیخواهد و هستی همیشه معروف و مشهود همه هست اقامه نکردیم، چرا که شما نیز هیچ دلیلی بر انکار و تکذیب خود اقامه ننمودید. بلکه فقط توجه دادیم که نه فقط در مبحث خداشناسی، بلکه در هر موضوع دیگری در شئون فردی و اجتماعی خود،در هرشناختی و در هر موضعی که اتخاذ میکنید، باید عقل، فکر، ذهن و قلب درست دقت کند،درست توجه کند، درست مطالعه کند، درست ببیند، درست بشناسد. و سپس تأیید یا تکذیب نماید.
پس، زود نتیجه نگیرید که ما خدا را قبول نداریم. تکذیب بدون علم، به مراتب بدتر و خطرناکتر از ندانستن است. کسی که نمی داند، هر وقت تصمیم گرفت بداند، میرود مطالعه، تحقیق و سؤال میکند؛ اما کسی که ندانسته تکذیب و تکفیر می کند،نه تنها هیچ گاه به سوی دانستن گامی بر نمی دارد، بلکه خدایی ناکرده دچار تکبر و بالتبع نوعی عناد و لجاجت نیز می شود.
یک تذکر و توجه استدلالی:نه شما خودتان را خلق کردهاید و مالک و حاکم خودتان هستید نه دیگران شما و خودشان را خلق کرده و مالک وحاکم شما و دیگران هستند؛ به هر عنصری هم که نگاه کنید، مثل خودتان هستند، هم به وجود آمدهاند مخلوق هستندهم خودشان خود و دیگران را خلق نکردهاند هم تحت مالکیت، نظم و حاکمیت و ربوبیت غیر هستند.(پایان)(ص 1)
- ۳۴۰
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط