اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالی

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالی
نه ترانه ای نه شعری نه تبسمی نه حالی

تو کجای قصه هایی که ندارمت نشانی
ز کرم عنایتی کن بگذر از این حوالی

به چه خوش کنم دلم را؟ به توهم و خیالات؟
نه به دیدنت امیدی نه به بودنت وصالی

شب و روز در عبورند و فقط خدای داند
که چقدر خسته ام من ز گذشت این توالی

اگر آه بود و حسرت تو ببخش نازنینم
همه چیز بی تو سخت و همه چیز با تو عالی.
دیدگاه ها (۳)

سفر کردهکجا رفتی؟چراتنها؟چرا بی من؟نگفتی سخته دلتنگی؟نگفتی ز...

کمیدر آغوشم بگیرعاشقانه مرا سیر بوسه کنبگذاربهشتم را زیباتر ...

ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﻫﻤﺴﻔﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺎﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﺳ...

ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بودمانند غزل های خودم، یارِ دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط