پارت¹²
پارت¹²
بی رحمی؟
صدای جسیکا بود
جسیکا.به به چه بویی
لیلی خوبی؟
لیلی.چطور
جسیکا.زخمات
لیلی.یه کم درد میکنه
جسیکا.حواست باشه خب بیاین باهم میزو بچینیم
ویو به عصر ساعت ۵
ارباب سنگدل گفته بود که همه ی ندیمه ها صف بشن با اینکه یه سری افراد باعث شادیم میشدن اما بازم اینجا برام آزار دهنده و خفه بود
به صف شدیم که اون سنگدل اومد
کوک.خوب گوش کنین ببینین چی میگم فردا خانوادم میان همه چیز باید فوقالعاده باشه اگه یه چیزی بد باشه قبر خودتونا باید بکنین فرقی هم نداره خدمتکار هر کاری هستی باید همه کار رو انجام بدی ها همه چی عالی باشه فهمیدین یانه؟
.جدی.سرد.بلند
ندیمه ها.بلهههه ارباب
سمت اجوما رفتم
اجوما.لیلی کل حیاط عمارت تمیز کن و یه تزئین کوچیک
لیلی.اما اون حیاط خیلی بزرگه
اجوما.بیا برو شیطونی نکن این همه تنبیه شدی از شیطونی هات کم نکرد؟
وقتی دیدم بحث فایده ای نداره قبول کردم و با وسایل لازم به سمت حیاط عمارت رفتم
وقتی رسیدم یه نگاهی به حیاط کردم و گفتم
لیلی.وایییی
خدااااا
شروع کردم به شستن حیاط ک تمیز کردن و جمع کردن برگ ها کمرم داشت نصف میشد هرچی فحش بلد بودم داشتم به اون سنگدل میدادم این ها همه ۱ونیم طول کشیده بود و من نصف کار هم نکرده بودم داشتم به گل ها آب میدادم که صدای جین اومد
جین.اینگار خیلی خسته ای
لیلی.اره خیلی
جین.زخمات خوبه
لیلی.تقریبا
لیلی.میگم میشه بدونم کیا میخوان بیان؟
جین.آره
جین. شوگا.مامان خانوم.پدر
فعلا میان بعدم فامیل ها
لیلی.شوگا؟
جین.بعد که اومد میفهمی کیه رفتارش با همه به جز ما ها سرده اما مثل جونگ کوک اینقدر ها خشن نیس یعنی هس ولی اینقدر ها که مثل کوک باشه نه یه کمم شیطونه
لیلی. اووو چقدر خانوادتون پیچیدس
بعد فامیل هاتون برا چی میان؟
جین.پدرم گفت میخواد یه چیز مهمی رو به ما و فامیل هامون بگه برا همین
لیلی.اها
ته.فضولیات تموم شد ؟😂
لیلی.اولن تو از کجا اومدی بعدم سلام بعدم من فضول نیستم فقط کنجکاوم
ته.آها کنجکاو
ته.من با حین اومدم داشتم ماشینو پارک میکردم خانم فضول
لنا.لیلیییییی
لنا با دو اومد پیشمون خواست بیاد پیش ما که جین سریع بغلش کرد
جین.چطوری خوشمزه؟
لنا.خوبم داییی ژونم
جین.مامان کجاست؟
لنا.پیس دایی کوک
جین. خب تو پیش ته و لیلی باش من میام
لنا.باسه
جین رفت
تهیونگ.به نظرت اگه من تو رو قلقکت بدم چی میشه؟
لنا.نمیدونم
تهیونگ شروع کرد به قلقلک دادن لنا و لنا از ته دل میخندید
لنا.وای.......بسه.........خنده....
تهیونگ ول کرد و لنا نفس نفس میزد که یهو لنا گفت.....
شرط
۵نفر تو کمنت ها نظرشونو در مورد فیک و افراد فیک بگن
۱۰تا لایک
۳تافالو
بازنشر هر کی خواستین
دوستون دارم شب بخیر
بی رحمی؟
صدای جسیکا بود
جسیکا.به به چه بویی
لیلی خوبی؟
لیلی.چطور
جسیکا.زخمات
لیلی.یه کم درد میکنه
جسیکا.حواست باشه خب بیاین باهم میزو بچینیم
ویو به عصر ساعت ۵
ارباب سنگدل گفته بود که همه ی ندیمه ها صف بشن با اینکه یه سری افراد باعث شادیم میشدن اما بازم اینجا برام آزار دهنده و خفه بود
به صف شدیم که اون سنگدل اومد
کوک.خوب گوش کنین ببینین چی میگم فردا خانوادم میان همه چیز باید فوقالعاده باشه اگه یه چیزی بد باشه قبر خودتونا باید بکنین فرقی هم نداره خدمتکار هر کاری هستی باید همه کار رو انجام بدی ها همه چی عالی باشه فهمیدین یانه؟
.جدی.سرد.بلند
ندیمه ها.بلهههه ارباب
سمت اجوما رفتم
اجوما.لیلی کل حیاط عمارت تمیز کن و یه تزئین کوچیک
لیلی.اما اون حیاط خیلی بزرگه
اجوما.بیا برو شیطونی نکن این همه تنبیه شدی از شیطونی هات کم نکرد؟
وقتی دیدم بحث فایده ای نداره قبول کردم و با وسایل لازم به سمت حیاط عمارت رفتم
وقتی رسیدم یه نگاهی به حیاط کردم و گفتم
لیلی.وایییی
خدااااا
شروع کردم به شستن حیاط ک تمیز کردن و جمع کردن برگ ها کمرم داشت نصف میشد هرچی فحش بلد بودم داشتم به اون سنگدل میدادم این ها همه ۱ونیم طول کشیده بود و من نصف کار هم نکرده بودم داشتم به گل ها آب میدادم که صدای جین اومد
جین.اینگار خیلی خسته ای
لیلی.اره خیلی
جین.زخمات خوبه
لیلی.تقریبا
لیلی.میگم میشه بدونم کیا میخوان بیان؟
جین.آره
جین. شوگا.مامان خانوم.پدر
فعلا میان بعدم فامیل ها
لیلی.شوگا؟
جین.بعد که اومد میفهمی کیه رفتارش با همه به جز ما ها سرده اما مثل جونگ کوک اینقدر ها خشن نیس یعنی هس ولی اینقدر ها که مثل کوک باشه نه یه کمم شیطونه
لیلی. اووو چقدر خانوادتون پیچیدس
بعد فامیل هاتون برا چی میان؟
جین.پدرم گفت میخواد یه چیز مهمی رو به ما و فامیل هامون بگه برا همین
لیلی.اها
ته.فضولیات تموم شد ؟😂
لیلی.اولن تو از کجا اومدی بعدم سلام بعدم من فضول نیستم فقط کنجکاوم
ته.آها کنجکاو
ته.من با حین اومدم داشتم ماشینو پارک میکردم خانم فضول
لنا.لیلیییییی
لنا با دو اومد پیشمون خواست بیاد پیش ما که جین سریع بغلش کرد
جین.چطوری خوشمزه؟
لنا.خوبم داییی ژونم
جین.مامان کجاست؟
لنا.پیس دایی کوک
جین. خب تو پیش ته و لیلی باش من میام
لنا.باسه
جین رفت
تهیونگ.به نظرت اگه من تو رو قلقکت بدم چی میشه؟
لنا.نمیدونم
تهیونگ شروع کرد به قلقلک دادن لنا و لنا از ته دل میخندید
لنا.وای.......بسه.........خنده....
تهیونگ ول کرد و لنا نفس نفس میزد که یهو لنا گفت.....
شرط
۵نفر تو کمنت ها نظرشونو در مورد فیک و افراد فیک بگن
۱۰تا لایک
۳تافالو
بازنشر هر کی خواستین
دوستون دارم شب بخیر
- ۳۵۶
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط