ساقی بیا و جام می مشکبو بیار
این دم که باد صبح به عنبر فشانی است

می هست و اعتدال
هوا هست و سبزه هست
چیزی که نیست
صحبت یاران جانی است


#وحشی_بافقی
دیدگاه ها (۲)

‌ساقیا باده که اکسیر حیات است بیارتا تن خـــــاکی من عین بقـ...

‌هر موی زلف او یکی جان دارد ما را چو سر زلف پریشان دارددانی...

رها ز خویشم و دربند ِ او که برده زِ یادز ِ دل گره بگشای ای خ...

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزارا...

همه می پرسندچیست در زمزمه مبهم آبچست در همهمه دلکش برگچیست د...

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط