کاش می شد ...

کاش می شد ...
که کسی می آمد ...
باور تیره ی ما را می شست
و به ما می فهماند ...
دل ما منزل تاریکی نیست
"اخم"بر چهره بسی نازیباست
بهترین واژه
همان"لبخند" است.
که زلبهای همه دور شده ست
کاش می شد
که به انگشت، نخی می بستیم
تا فراموش نگردد
که هنوز
انسانیم
دیدگاه ها (۲)

به تو که فکر می کنموجودم آفتابی می شود و تنم گرمآنقدر که دلم...

وقتی کلامی را جاری کردی ارتعاشی می‌سازی و ارتعاش تو موجی می‌...

...تا حالا بِهِت نَگُفتَم وَلی حالا می خوام بِگَم : بی تُو م...

مـَگـَر خـُבآیـَت نـَبآشـَב کـہ اینگـونـہ بـُغـض کـ...

فصل اول – پارت سی‌ویکمقرار در تاریکیساعت از ۹:۳۰ شب گذشته بو...

پارت دومپشت در، کسی منتظرم بودتاریکی...همه‌جا را تاریکی گرفت...

« نگاه ممنوعه »پارت ۳ — «رابطه‌ای که اسم نداشت» صبح روز بعد…...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط