پدر بزرگ خیلی سیگار میکشید

پدر بزرگ خیلی سیگار میکشید
خیلی زیاد
یک روز مرد و از او یه ساعت زنجیر دار بجا موند که دادنش بمن
کار نمیکرد ولی همیشه به کتش اویزان بود
دادم ساعت ساز درستش کنه وقتی پیچ پشت قاب رو باز کرد یه عکس زن داخلش بود که عکس مادر بزرگم نبود
پدر بزرگ خیلی سیگار میکشید
دیدگاه ها (۲۷)

رویای تو پشت قاب بسته‌یِ چشمانم زیباترین فیلمِ عاشقانه ایست ...

18 ابان 97Meمن در کنار پنجره دیدمبا خود مرا پاییز میبلعیدچشم...

اولین حربه ی زنهاست نفسهای عمیقبعد از ان مات شدن مثل وقار تن...

باز هم درگیرِ مشقی دیگرم امشب از هرشب ببین! عاشق ترم! امشب...

حالا نوبت میرسه به شرایط 🔪🗿هاها میخوام پوستتون رو بِکَنم ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط