حبیب یغمائی متعلق به دهی بود به نام "خور" و خیلی به آنجا

حبیب یغمائی متعلق به دهی بود به نام "خور" و خیلی به آنجا عشق می ورزید. در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هر کس و ناکسی ریش بخاک مالید و زانو زد. مهمتر آنکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتابهای خطی اش را که در طول عمر با خون دل جمع آوری کرده بود به آنجا منتقل کرد و وصیت کرد بعد از مرگش او را آنجا دفن کنند.
میدانید مردم قدر شناس(!!!) خور با جنازه اش چه کردند؟؟ وقتی پیکر نحیف و رنج کشیده اش را با کاروانی متشکل از شاگردانش، دکتر اسلامی، دکتر باستانی پاریزی، دکتر زرین کوب، سعیدی سیرجانی و دیگر چهره های نامدار وطن ما به روستای خور رسید، همان کودکانی که در مدرسه " یغمائی " درس خوانده و یا میخواندند، و همان مردمانی که در درمانگاهش درد های خود و عزیزانشان را درمان کرده بودند چه که نکردند ( !!!). دامنشان را پر از سنگ ریزه کردند تا جنازه این خدمتگذار صدیق به فرهنگ ایران را سنگباران کنند. دردناک تر آنکه پس از دفن جنازه فرزندانش دوسه روزی در مقبره اش کشیک دادند مبادا پیکرش را از زیر خاک بیرون بیاورند و به لاشخورها بدهند.
با تاثر فراوان باید اذعان کرد که میهن ما از این ناسپاسی ها و قدر نشناسی ها بسیار دارد که خود عاملی است بسیار مهم در عقب مانگی ما از کاروان تمدن. ........((((( کسانیکه نمی دانند، تصور می کنند میدانند))))))...........

واقعا به سهم خودم متاسفم....خیلی متاسفم.
دیدگاه ها (۷)

شادروان حبیب یغمائی تعریف میکرد:در دوره رضاشاه که عزا داری، ...

🌳 معرفی مدرسه چهارباغ _ اصفهان _ کتابخانه مدرسه

روح گویراماجرای وحشتناک روح گویرا/خانه ای که سنگ باران می ش...

🔻 هنرمندان در مراسم تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری دکتر قالیب...

🔴نهم مرداد ۱۲۸۸  یکی از عجیب ترین حوادث تاریخ ایران بوقوع پی...

خاطرات عجیب غسالهای گورستان ↕ یکی از غسال ها به نام موسوی م...

خاطرات +15 ! دهان پر از "کرم" پیرزن یکی از غسال ها به نام ...

 ۱۰ نمونه‌ی ترسناک از زنده به گور شدن۱۰) ویرجینیا مک دونالد...

روز شما محرم......۸۱ روز تا محرم داریماز آن خوشم که شدم نوکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط